همين ماهان

۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

جناب ميرحسين، اين YouTube را براي شما ساخته‌اند

آقاي موسوي، ديشب يك تكه در بي‌بي‌سي بود يا نمي‌دانم VOA (به‌قول فريب‌خوردگانِ صدا و سيما «ووآ») تصوير شما را را ديدم. ما ملت اگر دل‌مان براي شما تنگ شد چه‌كار بايد بكنيم؟ بياييم دسته‌جمعي خانه‌تان (پاسداران بود، فرمانيه بود؟) يا دفترتان در فرهنگستان هنر خراب شويم؟ بياييم شلوغ كنيم از همان‌جا هم بلندتان كنند؟
جناب ميرحسين، زمان شاه ما بچه بوديم، خانه‌مان هم پشت كوه، اما يك ضبط صوت داشتيم، اين امام راحل كه شما اين‌قدر به او چيز مي‌كنيد، استناد مي‌كنيد، نوارش مي‌آمد، همه دور هم گوش مي‌كرديم. حالا 30 سال گذشته، اين‌همه كامپيوتر و موبايل و... شما فكر مي‌كنيد «رسانه» كم داريد؟ حالا حتماً بايد رسانه‌تان سربالايي جام جم باشد با آن مجري ماستش كه انگشت‌تان را طرفش بگيريد؟ نكند احمدي‌نژاد نباشد، تنهايي حال نمي‌دهد؟
جناب ميرحسين، من تعجب مي‌كنم از شما. اين محسن سازگارا را ببينيد، نصف شماست. ما رفتيم تو «گوگل گروپ»ش عضو شديم، دهن ميل باكس ما را چيز كرده، سرويس كرده با اين اي‌ميل‌هايش. هر روز فايل صوتي‌اش مي‌آيد، تصويري‌اش مي‌آيد، متني‌اش مي‌آيد، نمي‌دانم فلان‌جايش به‌روز شده مي‌آيد... حالا خودش كم نيست، طرفدارانش هم از صبح تا شب همان‌ها را براي‌مان فوروارد مي‌كنند. ما روزي يك سازگارا مي‌خوانيم صد تا ديليت مي‌كنيم.
آقاي مهندس، والله اين ملت ما اميد بسته‌اند به شما. اين‌همه آمدند خيابان چوب خوردند، گلوله خوردند، بازداشت شدند، اذيت شدند... من خودم... بگم، بگم؟ خوب است منت بگذارم سر شما؟
جناب ميرحسين، اين YouTube را براي شما ساخته‌اند. بياييد جلوي دوربين بنشينيد دو كلمه حرف بزنيد فردايش، اصلاً همان شبش، همه‌ي ما مي‌بينيم. (خودتان بلد نيستيد، به خانم رهنورد بگوييد يادتان مي‌دهد.) دو كلمه حرف بزنيد با اين ملت، چيزشان كنيد، اميدوارشان كنيد، شهادت سهراب‌شان را تسليت بگوييد... اصلاً بياييد يك‌كمي تكليف ما را روشن كنيد. شما كه نيستيد، هر كس هر روز يك حرفي مي‌زند: يكي مي‌گويد نماز جمعه برويد، يكي مي‌گويد نرويد... يكي مي‌گويد اتو را بزنيد به برق، يكي مي‌گويد از برق بكشيد، يكي مي‌گويد موبايل را تحريم كنيد... سرگيجه گرفتيم به‌خدا!
جناب ميرحسين، آقاي موسوي، رييس جمهور منتخب... من سياستمدار نيستم، ولي فكر مي‌كنم سياستمداري مدرن با قديم‌ها خيلي فرق كرده. حالا ديگر چهره‌ي تيپيك سياستمدار چرچيل نيست با كلاه شاپو و پنهان‌كاري و قيافه‌ي موذي شبيه آلفرد هيچكاكش؛ حالا اوباماست با تي‌شرت و شوخ و شنگ و يك‌چيزي بين بسكتباليست‌ها و خواننده‌ها كه وقتي حرف مي‌زند انگار دارد با پسرخاله‌اش حرف مي‌زند ولي شيك‌تر. اين جنبش سبز ما هم همين‌قدر جنبش مدرن و شيكي است. رهبرانش هم بايد همين‌طور باشند، مدرن و اول از همه شفاف. با مردم روراست باشند، مردم بدانند دارند آن پشت چه‌كار مي‌كنند. تازه آن پشت چرا؟ چيزي براي پنهان كردن نداريم. اگر به «آن‌ها» باشد كه تا توي اتاق خواب‌تان را هم شنود مي‌كنند. چيزي براي قايم كردن نمانده. چيزي را كه «برادران» مي‌دانند ما نبايد بدانيم؟
جناب ميرحسين، بياييد با ما حرف بزنيد. همين حالا!

برچسب‌ها:

23 نظر:

  • منم قبلا همين فکر رو مي کردم ولي وقتي يه مسافرت به شهر ساري کردم و مردمي رو ديدم که انگشت به دهان فيلمي که از کشته شدن يکي از هموطنان تهراني مون تو حوادث اخير بود رو مي ديدن که اتفاقاً تو لپتاپم بود فهميدم رسانه اينترنتي اونقدر ها هم کار نمي کنه. همشون به احمدي نژاد راي داده بودن و چيزي رو که مي ديدن باور نمي کردن.ما اهالي دنياي مجازي ديگه همه چيز برامون رو شده ولي ديگران که کم هم نيستند.. نکته ديگه اينکه سازگارا ايران نيست.همين الان هم مي خوان موسوي رو محاکمه کنن چه برسه به اينکه..

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۶  

  • عزيز دل انگيز ، برادراطلاعاتي
    با روانشناسي تمام اين مطلب رو نوشتي ...!!!
    آقاي خميني از دهات نوفل لوشاتو نوار ميفرستادند ، آقاي سازگارا هم از قلب واشنگتن اما آقاي مير حسين در مرکز جنبش در شهر تهران تشريف دارند .
    نن جون مهدي هم از قلب واشنگتن و نوفل لوشاتو هر روز مي تونه نوار بفرسته مهم اينه که طرف نشسته توي تهران ( وسط اتيش ) و مردمو تنها نذاشته .
    آقاي خميني اگر راست مي گفت از زندان ساواک بيانيه مي فرستاد و نوار پر ميکرد .

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۶  

  • از جهاتی درست میگی...
    اما دیگه الان موضوع موسوی نیست....با موسوی شروع کردیم..
    امالوزومی نداره با موسوی ادامه بدیم...
    نمی دونم دقیقا چه حالتی میشه...اما ببین اگه باز سیستم این باشه که یکی رهبر بشه...دوباره میشه همین انقلابی که داشتیم
    ما مردم..دقیقا مردم..گروهی باید با هم حرکت کنیم...
    دقیقا ما ایرانی هایی که بلد نیستیم..یا بهتره بگم..بلد نبودیم...با هم باشیم...
    یه گروه آدم میشیم... و ایران و می گردونیم...
    ایده آلی شاید به نظر بیاد...اما چرا که نه

    م.م

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۴  

  • agh harfetan ta hadi dorost ast vali ma nemidanim mousavi alan dar che vazi hast hamin ham ke ba in feshare fazayande ta hala taslim nashode khodesh koli jaye omidvari dare sheikh ham ke karesh doroste in harakat be kesi vabaste nist va marhale be marhale rahe khodesho peda khahad kard faghat bayad movazeb bashim chi mikhaim dar nahayat ta dobare bad az in hame badbakhti dochare doore tasalsol nashim lotfan biaeed az ghahraman bazi va ghahraman sazi dast bardarim

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۸  

  • اين نوشتار خواندنی در تارنمای جنبش فرزندان کوروش هم جاپ شده است. تبريک می گم :)

    http://www.childrenofcyrus.com/index.php?option=com_content&view=article&id=17%3A2009-07-14-13-21-31&catid=11%3A2009-07-11-23-01-49&Itemid=18&lang=fa

    شهريار

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۲  

  • cheghad ma melat iran sade hastim.az ghadim goftan sage zard baradre shoghale,akhe in mosavie avazi che karde bera melat ke jone khodeton ro barash fada mikonid

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۰  

  • dorosteh ke mousavi kari nakardeh, va oon ham mesle baghieh donbale hefze nezameh. vali dar moghabele ina vaysadeh. hala girim ke nezam ham hefz besheh o zire saayeye jomhuri eslami omro be sar konim, aghallan omidi hast ke rahbar bereh kenar o ina az too beham berizan o yekam kootah biyan .

    Jonbesh ham ke bedune modiriat nemisheh. hala ageh mousaviro ghabul nadarin ya migin az mousavi faraatar raftin (mesle jaryane gozar az khatami), sazgara ra ghabul darin be onvane tanha rahbare akhire opposition ke vaghean dareh az joon mayeh mizareh o too nezam ham budeh?
    ageh ghabulesh darin khob pishnahad konin ke rahbariye mobarezeh ra be dast begireh!

    dorosteh ke mousavi kari nakardeh, va oon ham mesle baghieh donbale hefze nezameh. vali dar moghabele ina vaysadeh. hala girim ke nezam ham hefz besheh o zire saayeye jomhuri eslami omro be sar konim, aghallan omidi hast ke rahbar bereh kenar o ina az too beham berizan o yekam kootah biyan .

    Jonbesh ham ke bedune modiriat nemisheh. hala ageh mousaviro ghabul nadarin ya migin az mousavi faraatar raftin (mesle jaryane gozar az khatami), sazgara ra ghabul darin be onvane tanha rahbare akhire opposition ke vaghean dareh az joon mayeh mizareh o too nezam ham budeh?
    ageh ghabulesh darin khob pishnahad konin ke rahbariye mobarezeh ra be dast begireh!

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۷  

  • salam khili shirin bud.
    zita

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۰  

  • اینارو تنهایی میگین یا یکی‌ هم کمکتون می‌کنه،آقای خمینی تو خونش تو ایران بوده؟در حبس خانگی به سرمیبرده؟

    اینارو تنهایی میگین یا یکی‌ هم کمکتون می‌کنه،آقای خمینی تو خونش تو ایران بوده؟در حبس خانگی به سرمیبرده؟

    راه میرفته تحت نظر بوده،یا اینکه BBC محترم تلویزینشو در اختیار آقا گذشته بود!!!!!!!!

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲:۲۲  

  • با هم ميهني كه نوشته بود با نام موسوي شروع كرديم اما براي ادامه حتما به او نياز نداريم موافقم. اگر مردم انقلاب و انقلابيون 57 را بحال خود وا نمي گذاشتند امروز نداها و سهراب ها زنده بودند. هر كدام از ما يك رهبريم. اگر موسوي خواست اين افتخار را به او مي دهيم كه نماد ما باشد. اين بخودش بستگي دارد.
    پيشنهاد مي كنم به http://malikhoolia.wordpress.com سري بزنيد.

    توسط Anonymous پيرمرد, در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۳  

  • این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    توسط Blogger طلا جون, در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۷  

  • Dear Mr Musavi
    It is time to act it is now or never if you are not capable than let someone else like your wife take over.Why do you think all these people lost their lives for hope of freedom get off you seat and do something even if it means they kill you martyrdom for you is better than being a scared person who says nothing after giving hope to so many people

    توسط Blogger homa farley, در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۶  

  • به هر حال با فکر و نظرتون موافقم ولی لطف کنین هیچ انسانیو به خاطر تکه کلام یا ضعفی که داره مسخره نکنین این کاره آدمای این رژیم منحوس هست نا ما که طرفدار آزادی و حرمت دادن به انسانها هستیم

    با تشکر من هم همین درخواست رو از آقای موسوی عزیز دارم

    توسط Anonymous SaReZ, در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۷  

  • دیدن لایه های سطحی، و مقایسه ی زمانها و مکانهای متفاوت با همدیگه خیلی کار آسونی است، ولی هیچ از خودتون پرسیدید که چرا عملکرد سی سال پیش آقای خمینی با امروز و فضاو شرایط زندگی در امریکا با بودن در تهران میتونن یکی باشن که شمااینطوری مشغول حکم صادر کردن می باشید؟

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۰  

  • آآآآآآآآآخ راست مي گي ..منم دلم براش تنگ شده...واسه چيز چيز گفتنش...خداي ش كلاس موسوي تا كلاس ا.ن؟؟؟
    آقاي موسوي خواهش مي كنم يه كاري بكنيد...

    توسط Anonymous فرزانه, در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۷  

  • دستت درد نکنه ....لا اقل یکی‌ حرف دل ما رو زد......بیچاره ملتی‌ که چنین قهرمانی دارد!!!!

    توسط Blogger Viv, در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۸  

  • youtube بسته شده بنده خدا

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۵  

  • میرحسین به بالاترین:youtube طلب تان،شما فعلا سر همان تلویزیونی که میخواستید راه بیندازید توافق کنید

    در راستای درخواست کاربران بالاترین از رئیس جمهور میرحسین موسوی جهت حضور در رسانهٔ تازه به دوران رسیده ی یوتیوب،بیانیه شماره ۱۰ مهندس موسوی در سایت قلم نیوز منتشر شد.متن بیانیه بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم.بالا نشینان عزیز،خبر شمارا شنیدم،خبر مرگتان میتوانید بفهمید که من الان تحت محاصره هستم یا نه؟ من اگر هر حرفی‌ مستقیم بزنم هم من را هم شمارا…میکنند؟ غیر مستقیم هم که می‌‌گویم نمی‌‌گیرید،میگم اعتکاف کنید،مسخره بازی در میارید،میگم برقو قطع کنید،میخندید،به گوینده شک دارید از عقلتان کمک بگیرید.من که الان همه مشاور هامو گرفتن،منمو مملیو میتی، از اولم خود شماها بودین که ایدئو فکر به ما میدادین.این جنبش میگن مردمی هست واسه اینه،ببینید چطور بی‌ بی‌ سی‌ خبیث رو با اتحاد به زانو در آوردید، عزیزان من،از هر کیش و آیین مذهبی‌ هستید،با هر نظر ای،وحدت عمل داشته باشید نه وحدت نظر،اگر تا الان آن تلویزیون لا مسبو را انداخته بودید،۴ تا آدم که میگرن من چی‌ میگم دوره هم جم میکردید،الان هماهنگ بودید.برید همون مخملباف و سازگارا و نبوی و بهنود .. دوره هم جم کنین یه تی وی را بندازین که واسه یه خبر اینهمه لینک ندید آخرشم هیچکدوم به حد نصاب نرسه،همون زیرنویس کنید تو ماهواره کل ایران میفهمه برنامه چیه،تقیو نقی‌ نداره ایراد بنی اسرائیل ی نگیرید.در آخر از شما می‌خوام طبق معمول بیانیه هام، که به اعتراض ادامه بدید و از این چیزا

    http://amtirend.wordpress.com/2009/07/14/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86youtube-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B9%D9%84%D8%A7/#comments

    توسط Anonymous amti, در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۳۰  

  • واقعا كه خيلي بي انصافي!

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۰  

  • در جواب بیشتر اونور آبی ها و اینور آبی های عزیز بگویم که بله ما با موسوی عزیز شروع کردیم و با موسوی هم ادامه خواهیم داد ...حالا ساده ایم و هرچه هستیم هم به خودمون مربوطه... شما فکرهای دیگه دارید برید یه فکری واسه خودتون بکنید

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۴  

  • دوستان! سعی نکنید همین نقطه ی قوت و اتکای مان را خراب کنید. این کار به نفاق و پراکندگی می انجامد. اگر خواستار ایرانی آزاد، آباد و متحد هستید، میرحسین موسوی همان گزینه ی مناسبی است که در مسیر مان قرار گرفته؛ او که شهامت و جسارت خود را به ما نشان داده. چرا برخی از شما او را با عبارات توهین آمیز می خوانید و تیشه به ریشه ی جنبش سبز خود می زنید؟ شاید در انتظار همان سلطنت طلبان گذشته و وارثانشان هستید تا دوباره بیایند و ایران عزیزمان را به نام خودشان چپاول و مصادره، و جیبهای شان را پر کنند؟ همانند آنچه اینان می کنند؟
    چه کنیم که ایرانی هستیم و مراممان افراط است یا تفریط. همیشه احساساتی عمل کرده ایم و از منطق دور بوده ایم.
    چرا حال که انسانی آزاده، روشنفکر و راستین که هیچ نکته ی تاریکی در گذشته اش نداشته، دوران 8 ساله ی جنگ را به خوبی اداره کرده، و کاردانی و عرضه ی خویش را در مملکت داری به اثبات رسانیده و حال با کوله باری از تجربه به میدان آمده، هوای او را نداشته باشیم، غنیمتش نشمریم، پشت و حامی او نباشیم؟
    بگذارید همچون درختان آن جنگل قصه ها که روزی شاخه هایشان را یک به یک به هم گره زدند تا آنقدر ضخیم شدند که دیگر تبر جلاد اثری بر آن نداشت، سرانجام «تیشه ی بی ریشه» را از جنگل سبزمان بیرون برانیم و ریشه ی «زر و زور و تزویر» را بخشکانیم.
    این حرف و حدیث و اعتقاد و باور من بود تا یاران چه بخواهند و صلاح بدانند.

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۶ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲:۰۴  

  • سلام
    متن بالا زیباست و روانشناسی سیاسی بخشی از نیروی جوان حامی موسوی را، بزبان هنری و ساده، بخوبی بازتاب میدهد. شاد باشید.

    توسط Anonymous اکبر, در ۲۶ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۰  

  • نویسنده ی محترم از اونجایی که سیاسی نیستی ولی به سیاستمداران درس سیاست میدهی و به قول معروف کنار گود نشستی میگی لنگش کن سهم خودت رو از این جنبش چطوری ادا کردی؟
    نه تو نوشتت خط مشی داشتی نه تابع عقیده ای بودی پس خواهشا برای سیاستمداران اینطور تایین تکلیف نکن که چی بگن و چکار کنند،البته این مشگل شما فقط نیست ما ایرانیها هممون فکر میکنیم عقل کل هستیم و هرکی که مثل ما فکر نمیکنه........

    توسط Anonymous ناشناس, در ۲۳ تیر ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۰۰  

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



<< صفحهٔ اصلی